تبلیغات
آیینه ی خــــــــدا
15:50
365
*مراقبه أولی (مراقبه قبل از رسیدن به فضائل) چیست؟
این یک کد است که باید به ذهن خود بسپارید و آن، این است:
بعضی از این رذائل درونی انسان، نسبی است.
برای بعضی‌ها، یک رذیله قوی‌تر است و برای بعضی دیگر، رذیله دیگری قوی‌تر است.
 یعنی این‌طور نیست که همه نسبت به هم در باب رذائل، یکسان باشند.

لذا عمده عرفای عظیم‌الشّأن و علماء اخلاق، بر این نکته، تأکید کردند که

سیر حرکت نفس و شناخت رذائل و اینکه کدام رذیله، برای از بین بردن، مقدّم است

و کدام یک، نسبت به آن، مؤخّر است؛ نسبی است.

یعنی این‌طور نیست که همه در یک رذیله، مشترک باشند و بگوییم: باید از آنجا شروع کرد.

اینکه همه این‌ رذائل، روی هم، «هوی»، «نفس امّاره» و ... می‌شوند، یک بحث است؛ امّا اینکه باید با کدام یک از رذائل مبارزه کنیم، نسبی است.

نسبت به هر فردی، اینکه کدام رذیله باید در ابتدا ریشه‌کن شود، فرق می‌کند.

لذا در ابتدا خود انسان باید دقّت کند و ببینید و مراقبه داشته باشد.

منتها این مراقبه، آن مراقبه بعد از رسیدن به فضائل نیست.

این مراقبه‌ای است که قبل از از بین بردن رذائل است. مراقب باشد، ببیند و بصیر باشد.

اولیاء خدا با توجّه به همان آیه شریفه «وَ مَنْ کَانَ فِی هذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَى وَ أَضَلُّ سَبِیلاً» می‌گویند:

این کور بودن برای همین است.

چون اگر شما مراقب نباشید، معلوم است که رذائل را نمی‌شناسید.

چون فقط شخص بصیر است که مراقب است.

اگر کسی رذائل را نشناسد، یک عمر با رذائل جلو می‌رود و به صورت ظاهر اکتساب حسنات هم می‌کند،

امّا نه تنها آن حسنات برای او فایده‌ای ندارد، بلکه هم در این دنیا و هم در آخرت، کور است.

لذا این مراقبه یعنی اینکه انسان ببیند کدام رذیله در او، قوی است.

نعوذبالله در یکی، حسد، زیاد است، یا در یکی دیگر این رذیله، قوی است که چشمش، بد کار می‌کند،

یا اینکه کسی زبانش مدام به غیبت، دروغ، تهمت، افترای به دیگران و فحّاشی باز است و ... .

پس انسان باید مراقب باشد ببیند کدام رذیله در او، بیشتر است.

لذا اولیاء خدا می‌گویند: اوّل علاج در باب برون رفت از رذائل و تخلیه، همین مراقبه أولی است.

مرحوم شبّر و ملّا محسن فیض کاشانی و امثال این بزرگواران، به خوبی این مراقبه أولی را تبیین فرمودند.

پس اوّلین مراقبه این است که انسان ببیند در کدام رذیله و گناه، بیشتر غرق هست؟

در این مطلب، تأمّل کنید؛ چون اوّلین مرحله که اولیاء خدا بر روی آن، تأکید دارند، همین است.

بالجد هم همین‌طور است، در باب طبّ و عالم پزشکی، بیان می‌کنند:

هیچ کس مثل خود مریض، حالش را بهتر از دیگران نمی‌فهمد.

مریض است که می‌داند الآن حال من، چه حالی است.

لذا مریض به سمت طبیب و پزشک می‌رود،

امّا خودش هست که اعلان می‌کند مثلاً الآن من سمت چپ، یا راست، یا سینه یا پهلویم درد می‌کند.

این مریض است که دردش را اظهار می‌کند. تا مریض اظهار درد نکند، طبیب به خوبی نمی تواند بفهمد.

لذا می‌گویند: مریض بهتر از همه حال خودش را می‌داند.

*کلید سعادت انسان در دست خود اوست!

البته علاوه بر شناخت هر کس نسبت به خودش، مرحله دیگری هم دارد که حالا اشاره خواهم کرد

و آن مرحله دیگری است که اولیاء خدا، از جمله امام راحل عظیم‌الشّأن در مباحث اخلاق خود در باب دفع رذائل و صفات زشت اخلاقی، می‌فرمایند.

لذا در باب مراقبه برای رذائل می‌فرمایند: آنچه که هست، دو حال دارد:

شناخت انسان از خودش و مراقبه از نفس

انسان در دفع رذائل، طبعاً نیاز به یک استاد و طبیب درونی دارد.

همان‌طور که طبیب جسم نیاز است، طبیب روح هم حتماً نیاز است.

امّا بیان می‌فرمایند:

اگر تو، خود، خودت را نشناسی و به شناخت رذائل خود پی نبری و بزرگترین رذیله خود را که نفس دون هست، نشناسی

و در همه آنچه که مربوط به هوی و هوس است، دقّت‌نظر نکنی؛ طبیب تو چه زمانی می‌تواند تو را درمان کند؟!

لذا کلید سعادت، در دست توست که اوّلین مرحله، این است که خودت، خودت را بشناسی.

پس انسان باید رذائل خود را بشناسد و بداند که امروز مبتلا به چیست تا بتواند آن را تخلیه کند.

وقتی هم شناخت، آن‌وقت از ولیّ خدا نسخه می‌گیرد که آقا! چطور این رذیله را از وجود خود تخلیه کنم و آن را از بین ببرم؟

*آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران


تعجیل در ظهورش گناه نکنیم