تبلیغات
آیینه ی خــــــــدا
05:36
281
دوستانه...
دوستان عزیزم سلام...
امروز امدم تا باشما کمی درددل کنم.راستش خیلی دلگیرم از همه چیز...اولش از اینکه چرا امام زمانم نمیاد؟خب معلومه ...هم من هم شما خوب میدانیم این جامعه که من و شما آن را میسازیم واقعا داره به کجا کشیده میشه؟به چه وضعی درمیاد؟دیشب رفته بودم مرکزشهر...واقعا دلم سوخت...برای هموطنانم...برای شهرم...برای دوستانم...برای خون پاک شهدا که زیر این همه مصیبت لگدمال شده...برای امام زمانم که واقعا منتظر چه کسانیست؟کسانی که فراموشش کردندودرگیر مال و منال زندگی ودنیا تمام زندگیشان آلوده شده به گناه و قساوت قلب و بی غیرتی...برای چشمانم که چه میدیدند؟؟؟برای گوشهایم که چه میشنیدند؟برای دستان ناتوانم که نمیتوانستند کاری انجام بدهند... و برای زبانم که نمیتوانست صدای دلم را بگوش جهانیان برساند...
من همه ی این مناظر را از دید مولا مهدی (عج)نگاه کردم و درک کردم که چه میکشد از تماشای این صحنه ها...و اشک در چشمانم حلقه زد ...

دیشب در مرکز شهر صدای موسیقی شیطانی غوغا میکرد ...ان هم در شهر مذهبی که شهدا جانشان رو دادند تا شهر به دست غربی ها نیفتد اما حالا تمام دینو مذهبو اعتقاداتش دست غربی هاست و زیر سلطه ی آنها....به جای صوت زیبای قران ؛ صدای موسیقی قرار را و آرامش را از دل بیقرارم ربود...دلم برای گوشهایمان سوخت...
مردان شهرم نمیدانم غیرتتان را کجا جا گذاشته بودید که میدیدم همسرانتان دخترانتان خواهرانتان ...ناموستان عریان و برهنه در شهر زیر نگاه شیطان و شیطان صفتان میچرخند...کو غیرتتان؟خواهرانم ایمانتان کو ؟و حجابی که شهدا میگفتند از خون ما کوبنده تراست...؟چه میدیدم شهر رو به عریانی کامل است... اینجا بود که دلم برای چشمهایم سوخت...چه میدیدند؟نمیدانم آیا واقعیت است...شیعه و محب فاطمه (ع) عریان بگردد...کدام بانوی اسلام را الگوی زندگیتان قرار داده اید که اینچنین پاکدامنی و عفت و حیارا گم کرده اید..؟شرمنده ام بانوی من فاطمه جان(س) شرمنده ام که سیلی را شما خوردی و حال اینگونه حرمتت به تاراج میرود...شرمنده ی پهلوی شکسته ی توام مادرم...شرمنده ی توام که  فشار و لگد یک لشکر حرامی را و تیزی میخ در را و حرارت آتش درب سوخته را به جان خریدی تا نگاهی به قامت بی چادرت نیفتد...و اما حال...دختران سرزمین من چه ساده تن به عریان بودن داده اند و قشنگی نگاهت را فراموش کرده اند...مادرجان...عزیزم چگونه رویمان میشود فردای قیامت با تو ملاقات کنیم؟ درصورتی که همگی خوب یاد گرفتیم جاربزنیم که الگوی زندگیمان بانو فاطمه (س) است اما واویلا...وای برما...که این تنها شعار است و لقلقه ی زبان و آنچه میبینیم همگی برعکس شما رفتار میکنیمو نقطه ی مقابل شما هستیم و بویی از منش شما نبرده ایم...واااااااااااااااااااای برما...وای برما...
خواهرم بخدا قسم لیاقت من و تو بیش از اینهاست که ذره ای  حتی ناخن خود را برای شیطان صفتان عریان کنیم...من و تو لایق آنیم که فاطمه وار زندگی کنیم...نه در حد اعوذوا بالله یک فاحشه ی بی حیا...
برای من ننگ است حتی یک قلم لوازم آرایشی داشته باشم...واقعا ننگ است هزینه کنم هم از مالم و هم از جان و تنم تا یک شیطان صفت مرا بپسندد و به به وچه چه راه بیاندازد آن هم تنها برای گول زدنم نه عاشقانه دوست داشتنم...
برای من ننگ است یک تار موی خود را نشان چشم چرانانی دهم که دستان شیطان را از پشت بسته اند و خود شیطان را آموزش میدهند ... و چه شاد میشود شیطان...این را بدان خواهرم روسری برای حجاب ساخته شده است...اگر از آن استفاده میکنی درست استفاده کن...که فرقی ندارد مو که از روسری بیرون زد چه یک تار مو...چه یک وجب...چه سرلخت...همه تو را به آتش جهنم و عذابی که خودت به جان خریدی میسپارد...
برای من ننگ است که زیبایی ام را برای یک مرد که نه! برای یک بی غیرت آشکار کنم تا که مرا بپسندد...زیرا که مرد اگر مرد باشد عاشق پاکدامنی ام میشود نه عاشق زیبایی که ان را مدیون لوازم آرایشی هستی...
برای من ننگ است؛ برای تو چه؟؟؟
مغرور باش خواهرم...مغرور باش از اینکه تو خودت را برای مردان شهر زیبا کنی تا تو را بپسندند...مغرور باش...
تو لیاقتت بیش از اینهاست...هرکه میخواهد عاشق تو شود باید عاشق درون زیبایت شود عاشق سیرتت شود و عاشق خود واقعی ات شودکه به قول یکی از دوستان ؛ زیبایی جسم در آخر خوراک حیوانات و حشرات درون قبر میشود و بس...که کمال به خداوندی بند است و جمال به تار مویی...به قول معروف...همینی که هستم ...خوشش آمد آمد...نیامد فدای سرم...!!!
مهم اینست که خدا ، بانوی زیبایم فاطمه (س) و اهل و نوادگانش ؛ و تمام فرشته ها و عرشیان و مولایم صاحبم پدرم مهدی فاطمه(عج) خوششان بیاید...عاشقم شوند...دوستم بدارند...دعاگویم باشند و به به و چه چه آنها بدرقه ی راهم باشد...
خواهرم نگاهت را عوض کن...عرشیان را در نظر داشته باش نه فرشیان را...اینگونه زندگی  برایت زیباتر میشود...زیباتر...
خواهرم تجربه ثابت کرده دهان مردم همیشه باز است...اگر لخت و عریان بگردی عده ای هستند که تورامسخره کنند و اگر با حجاب هم بگردی باز عده ای هستند که شاید به تو بگویند "امل"...پس حرف مردم برایت مهم نباشد چون تو برای خودت لباس میپوشی نه برای مردم...و اگر بخواهی به حرف مردم زندگی کنی پس عقل تو چه نقشی دارد؟؟؟؟
بهترین را انتخاب کن...

خب اگر عریان باشی تمسخر عده ای صددرصد هست + آتش جهنم و عقاب خدا ورویگردانی ائمه و فرشتگان ولعن آنها...+چشمان هیز و زهرآلود شیطان صفتان و نقشه های شومی که برایت میکشند...

واما اگر باحجاب باشی شاید تمسخر (که واقعا نیست لااقل من نشنیدم که همه اش تحسین بوده و بس) اما درعوض ارامشی که داری؛+  بهشت جاودانه ی خدا و نگاه مهربان خدا و ائمه و فرشتگان و حسنه ای که تا پایان عمربرایت مینویسند... و مهمترازهمه درامان ماندنم از شیطان صفتان...

کدام بهتر است ؟
خیلی ها وقتی به مسافرت میروند دربین راه زیاد به آرایش ظاهریشان نمیرسند چون باخود میگویند: حالا کیست که مرا بشناسدیا بخواهد مرا بپسندد.ما که ساعتی بیش دراینجا نیستیم مهم نیست...اماوقتی به مقصد رسیدیم به هیچ وجه بدون آرایش بیرون نمیروم...خواهرم داستان ما مثل همین مسافرت است...ما مسافر این دنیاییم و زندگی جاودانه مان در آخرت است...مهم نیست در سفردنیا کسی مرا بی آرایش ببیندزیرا پسندیدن یا نپسندیدنش برایم مهم نیست...مهم دنیای آخرت است...آنجا که زندگی جاودانه است...این را میدانی که اگر در این دنیا هرچه که هستی زشت یا زیبااز لحاظ ظاهری؛ به انتخاب خدا بوده نه خودت...!اما خدا صورت و ظاهرت را در اخرت به خودت سپرده است...اگر در این دنیا خوب رفتار کنی و پاکدامن باشی صورتی زیبا برای خود جاودانه ات ساخته ای...و اما اگر بد باشی چهره ای به شکل حیوانات (خوک و سگ و گرگ و...) و بدبو برای خود ساخته ای...!باخودت فکر کن...آیا میتوانی لحظه ای خود رادر این شکل تصور و تحمل کنی ؟؟؟؟اگر نمیتوانی که از همین الان زیبایی فاطمه ی زهرا(س) را الگوی خودت قرار ده و هم در  دنیا و هم در آخرت زیبای واقعی زندگی کن ...!
واما اگر میتوانی زشتی جاودانه در آخرت راتحمل کنی پس حرفی نیست به عریان گردی ات ادامه بده و لوازم آرایشی را لحظه ای ازخودت جدانکن...
فقط یادت باشد زیبایی به عریانی نیست... که فارق از عقده و نیاز زندگی کردن است...
مراببخشید که زیاد حرف زدم و وقت مبارکتان را گرفتم...تشکر از نگاه زیبای شما...دوستدار شما ...بیقرار موعود...

(رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی)...


تعجیل در ظهورش دیگر گناه نکنیم !!!